ی وقتایی دوست دارم بگم گور بابای قولی ک دادمو
ی بسته سیگار از پری بگیرم و
وقتی تنهام
نخ به نخ دود کنم
بعدشم بگم گور بابای قول و قرار مگه این همه ادم ب من قول دادن بهش عمل کردن ک من سر قولم بمونم؟؟؟؟
:/
باز من دلم از عالم و ادم پره
اینبار دلم میخواد عین پری
ی تیغ ور دارم
بیوفتم ب جون دستم
بدنمو خط خطی کنم
ولی خب میدونم بعدش همون خطا میشن مایه عذابم
پس اینکارم نمیتونم بکنم
:/
لاقل برم از تو کابینت ی لیوان ور دارم بشکنم ک دلم اروم شه
.
.
نه اینم نمیشه
بعدش از دست خودم عصبانی تر میشم
انوقت گریم میگیره
منم ب خودم قول دادم گریه نکنم!
عه چی شد!مگه قرار نبود سر قولام نمونم؟
#هزیون
برچسب:
نویسنده: هیراد اسماعیلی